محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )

337

قانونچه في الطب ( فارسى )

سكنجبين از تراكيب قديمه است بعضى اصحاب قرابادين گفته كه اول شرابى كه تاليف شده ماء العسل بود و آن را فيثاغورس تركيب كرده آن را به يونانى او در مالى گويند و بعضى گفته كه ماء القراطن همان است و ابقراط اختيار كرد شرابى مركب از حلو و حامض و آن را سكنجبين نامند و جالينوس اختيار كرد از براى آن سك و انگبين يعنى خل عسل را كه معرب آن سكنجبين است و اين در حقيقت شراب سركه است و اختيار كرده از جميع شربت‌ها عسل را به سبب برودت هواى يونان و ترياقيت عسل و زيادتى فوائد آن بر جميع شربت‌ها را اختيار كرده شيخ رئيس شكر را به سبب آنكه مقاومت كند رطوبت شكر با يبوست سركه تا اعتدال حاصل آيد و بدان‌كه سكنجبين تنوع مىشود به حسب زمان و مكان و مزاج و قبض و اطلاق تبريد و تقطيع اخلاط و حفظ صحت و ازاله امراض به سوى انواع به جهت آنكه يا آن را گرفته مىشود از براى حفظ صحت و يا از براى ازاله امراض و هريك از اين دو لابد است كه بوده باشد در يكى از بلاد و به‌هرحال لابد است كه قصد كرده شود به آن اصلاح نوعى از انواع مزاج و هريك از اينها يا ساخته مىشود بر اصل آنچه قرار داده‌اند يعنى سركه يا آنچه نائب مناب آن باشد چون تمر هندى و نارنج و آب اترج و ليمو و تفاح حامض و سفرجل حامض و جميع اينها يا با عسل است كه اصل است يا با شكر و دوشاب و مثلث و ميپختج پس ظاهر باد تو را كه اقسام سكنجبين به حسب ماده آن و زمان و مكان و كسى كه استعمال مىكند آن را و غير آنها يك هزار و دو صد و شصت قسم است پس اقسام سكنجبين زياده از اقسام شراب است زيرا كه اقسام شراب را منحصر مىدانند در شش صد قسم و بدان كه سكنجبين را مسائل منفرده است كه متصدى جمع آنها گرديده شيخ رئيس و محمد بن ذكريا رازى و امام فخر رازى و غير ايشان و باعث آنكه از براى احكام آن وسائل منفرده تاليف شده جلالت قدر و بزرگىشان آن است و رسائل احكام آن مشتمل است به ذكر جميع احكام ذاتى و عرضى آن و ما در اين كتاب جمله از حكام ضرورى آن را ذكر مىكنيم آن چنان احكامى كه كفايت حاصل مىشود طالب را از معرفت اين احكام سكنجبين تاليف شده پس بدان كه سكنجبين بنا بر آنچه جميع محققين ذكر كرده‌اند ممكن است استغنا به آن از جميع دواهاى حفظ صحت و ازاله امراض هرگاه حاصل باشد آن را معرفت به تنهائى اقسام آنكه ذكر شده به سوى امزجه و نيست شكى كه نيست اجود آن مخصوص به قسمى از آن چنان كه بعضى ذكر كرده‌اند بلكه صحيح نزد من آن است كه هر قسمى اجود است به حسب نسبت خاص يا مزاجى و زمانى و مكانى خاص به جهت آنكه هرگاه دانست كه شكر حار و رطب است در درجه دويم مثلا پس اجود آن از براى حفظ صحت معتدلين آن است كه سركه و شكر هر دو در آن برابر باشند به جهت آنكه اعتدال آن مشروط است مساوى اين هر دو جزو و اگر گفته شود كه سركه بارد يابس است در ثالثه شرط است در تعديل كه كم كرده شود سركه از شكر مقدارى كه آنچه باقى مانده مقاومت تواند كرد با شكر كه اعتدال حاصل آيد و هم‌چنين است حكم عسل در امزجه خارج از اعتدال به جانب رطوبت و از براى هر مزاجى اجود آن است كه تركيب شده باشد به